چین توانسته در مدت کوتاهی به یکی از پیشرفتهترین اقتصادهای صنعتی جهان تبدیل شود. از خودروهای برقی و گوشیهای هوشمند گرفته تا رباتیک و زیرساختهای دیجیتال، این کشور در بسیاری از فناوریها با بزرگترین اقتصادهای جهان رقابت میکند.
اما یک تناقض همچنان پابرجاست:
چینیها به فناوری ساخت کشورشان اعتماد دارند، اما لزوماً به غذایی که روی میز میگذارند نه.
رسوایی اخیر درباره استفاده از فرمالدهید برای تازه نگه داشتن کلمها بار دیگر این مشکل را به صدر اخبار آورده است. اما این ماجرا بیش از آنکه یک تخلف موردی باشد، ضعفهای عمیقتری در زنجیره تولید، توزیع و نظارت غذایی چین را آشکار میکند.
🔷 نبض ماجرا
🔹چین در گذشته نیز با موارد مشابهی درگیر بوده است، رسوایی شیرخشک سال ۲۰۰۸، حدود ۳۰۰ هزار کودک بیمار شدند و ۶ نفر جان باختند.
🔹چین حدود ۱۶۰ میلیون کشاورز مستقل دارد و بخش بزرگی از توزیع غذا هم توسط شرکتهای کوچک انجام میشود.
🔹در سال ۲۰۲۴ مشخص شد برخی روغنهای خوراکی در مخازنی حمل میشوند که پیشتر برای سوخت استفاده شده بودند.
🔹چین حالا روی زنجیره سرد سرمایهگذاری میکند و قصد دارد طی پنج سال ۵۰۰ مرکز لجستیک سرد جدید بسازد.
کلمهایی که دوباره یک مشکل قدیمی را زنده کردند
در ۲۲ اوت، یک وبلاگنویس ویدئوهایی منتشر کرد که در آن کامیونداران در شهرستان کانگبائو، در نزدیکی پکن، کلمها را در فرمالدهید فرو میبردند.
هدف از این کار، حفظ ظاهر تازه سبزیجات در مسیر حملونقل طی هوای گرم تابستان بود.
اما فرمالدهید مادهای خطرناک است و قرار گرفتن در معرض آن با پیامدهای جدی برای سلامت انسان ارتباط دارد.
پس از انتشار ویدئوها، خشم عمومی بالا گرفت و مقامهای چینی ایستگاههای بازرسی برای آزمایش کلمهای خروجی از منطقه ایجاد کردند. چند نفر نیز در ارتباط با این پرونده بازداشت شدند.
با این حال، بخش مهمتر ماجرا این است که سوءاستفاده از فرمالدهید در مواد غذایی موضوع تازهای نیست.
گزارشهایی درباره چنین تخلفاتی دستکم به سال ۲۰۱۲ بازمیگردد.
و این تنها نمونه نیست.
در سالهای اخیر، استفاده از آفتکشهای ممنوعه، مواد شیمیایی غیرمجاز برای تازه نگه داشتن محصولات و حتی استفاده نادرست از تجهیزات حملونقل، بارها خبرساز شده است.
یک خاطره تلخ که هنوز فراموش نشده
حساسیت جامعه چین نسبت به ایمنی غذا بیدلیل نیست.
یکی از بزرگترین رسواییهای غذایی تاریخ چین در سال ۲۰۰۸ اتفاق افتاد؛ زمانی که شیرخشک آلوده باعث بیمار شدن حدود ۳۰۰ هزار کودک شد و شش نفر جان خود را از دست دادند.
این بحران چنان اعتماد عمومی را تحت تأثیر قرار داد که مسئله ایمنی غذا به موضوعی سیاسی تبدیل شد.
شی جینپینگ نیز در سال ۲۰۱۳ اهمیت این موضوع را به صراحت مطرح کرد و آن را با مشروعیت حکومت گره زد.
بنابراین ایمنی غذا در چین فقط یک مسئله بهداشت عمومی نیست.
این موضوع به اعتماد مصرفکننده، اعتبار دولت و حتی مشروعیت سیاسی نیز مربوط میشود.
پس چرا مشکل هنوز حل نشده است؟
پاسخ را نباید صرفاً در نبود قانون یا فناوری جستوجو کرد.
چین از سال ۲۰۰۹ قوانین جامعتری برای ایمنی غذا وضع کرده و استانداردهای فعلی آن در بسیاری از موارد چندان با استانداردهای اروپا فاصله ندارند.
مجازاتها نیز میتوانند بسیار سنگین باشند.
مشکل اصلی در جای دیگری است:
زنجیره غذایی چین بیش از حد بزرگ، پراکنده و پیچیده است.
این کشور حدود ۱۶۰ میلیون کشاورز مستقل دارد. در کنار آنها، صدها هزار شرکت در انتقال غلات، میوه، سبزیجات و سایر مواد غذایی از مزارع به شهرها فعالیت میکنند.
بخش قابلتوجهی از خرید مواد غذایی نیز نه از طریق زنجیرههای بزرگ فروشگاهی، بلکه از بازارهای محلی و کسبوکارهای کوچک انجام میشود.
همین پراکندگی، نظارت را دشوار میکند.
وقتی حاشیه سود کم است، انگیزه تخلف بیشتر میشود
یک کشاورز کوچک یا شرکت حملونقل با حاشیه سود بسیار محدود ممکن است برای کاهش هزینهها وسوسه شود که یک مرحله ایمنی را حذف کند.
مثلاً اگر حمل محصولات در کامیون یخچالدار هزینه زیادی داشته باشد، استفاده از یک ماده شیمیایی برای حفظ ظاهر محصول میتواند از نگاه یک متخلف، راهی ارزانتر باشد.
مشکل اینجاست که هزینه واقعی این تصمیم را مصرفکننده پرداخت میکند.
این همان جایی است که اقتصاد وارد ماجرا میشود.
وقتی احتمال کشف تخلف پایین باشد و هزینه رعایت استانداردها بالا باشد، برخی بازیگران اقتصادی ممکن است به سمت میانبُر بروند.
قانون بهتنهایی نمیتواند این انگیزه را از بین ببرد.
حتی نهادهای نظارتی هم پراکندهاند
ساختار نظارتی چین نیز تا حدی شبیه خود صنعت غذا پراکنده است.
در سال ۲۰۲۴ مشخص شد روغن خوراکی در کامیونها و کشتیهایی حمل شده که مخازن آنها برای سوخت نیز مورد استفاده قرار میگرفت، بدون آنکه الزاماً بین دو کاربرد بهدرستی تمیز شوند.
سؤال مهم این بود که چه نهادی باید جلوی این تخلف را میگرفت؟
ممکن بود مسئولیت بر عهده نهاد تنظیمکننده بازار باشد؛ یا وزارت حملونقل؛ یا سازمانی که بر منابع استراتژیک نظارت میکند.
در نهایت، هیچکدام بهموقع جلوی آن را نگرفتند.
این پرونده را رسانههای دولتی کشف کردند.
این اتفاق یک مشکل مهم را نشان میدهد: در یک زنجیره پیچیده، اگر مسئولیتها بهوضوح تعریف نشده باشند، ممکن است هر نهاد تصور کند دیگری مسئول است.
چین میخواهد فناوری را وارد زنجیره غذا کند
پکن حالا بخشی از پاسخ را در فناوری میبیند.
برخی رستورانها آشپزخانههای خود را بهصورت زنده پخش میکنند تا مشتری بتواند نحوه آمادهسازی غذا را ببیند.
شرکتهای بزرگتر نیز از فناوریهایی مانند بلاکچین برای ردیابی مسیر محصولات استفاده میکنند.
اما شاید مهمتر از فناوریهای پیچیده، توسعه زنجیره سرد باشد.
زنجیره سرد شبکهای از کامیونها، انبارها و مراکز مجهز به سیستم سرمایشی است که میتواند محصولات کشاورزی را در طول مسیر تازه نگه دارد.
در چنین شرایطی، انگیزه استفاده از مواد شیمیایی برای حفظ ظاهر محصولات کمتر میشود.
دولت چین برنامهریزی کرده طی پنج سال آینده ۵۰۰ مرکز لجستیک سرد جدید ایجاد کند؛ علاوه بر حدود ۱۰۰۰ مرکزی که هماکنون وجود دارد.
اما فناوری یک مشکل اقتصادی دارد: هزینه
اینجا یک تناقض دیگر ظاهر میشود.
غذای ایمنتر معمولاً ارزانتر نیست.
کامیون یخچالدار، انبار سرد، آزمایشهای بیشتر، سیستمهای ردیابی و کنترل کیفیت همگی هزینه دارند.
مصرفکننده ثروتمند ممکن است حاضر باشد برای این اطمینان پول بیشتری بپردازد.
نمونه آن رشد سریع فروشگاههای زنجیرهای مانند Sam’s Club در چین است؛ فروشگاهی که بخشی از مزیت رقابتی خود را بر عرضه غذای قابلاعتمادتر بنا کرده است.
فروشگاه Hema متعلق به Alibaba نیز به مشتری اجازه میدهد در برخی موارد با اسکن بارکد، اطلاعاتی درباره آزمایشهای شیمیایی و مسیر حمل محصول مشاهده کند.
اما این مدل یک محدودیت جدی دارد:
همه مردم نمیتوانند برای غذای ایمنتر هزینه بیشتری بپردازند.
بنابراین چین باید بین سه هدف تعادل برقرار کند:
قیمت پایین + غذای ایمن + حاشیه سود تولیدکننده
جمع کردن هر سه در کنار هم آسان نیست.
مشکل فقط فناوری نیست؛ انگیزهها هم اهمیت دارند
شاید مهمترین درس این ماجرا همین باشد.
شرکتهای چینی به سرعت در توسعه فناوری و عرضه محصول شهرت دارند. اما همین فرهنگ «سریعتر وارد بازار شدن» گاهی میتواند با کنترل دقیق تأمینکنندگان و استانداردهای ایمنی در تضاد قرار گیرد.
از طرف دیگر، کانالهای داخلی برای گزارش تخلفات نیز همیشه به اندازه کافی قوی نیستند.
دولت چین تلاش کرده با افزایش پاداش افشاگران، این مشکل را کاهش دهد. در سال ۲۰۲۴ حتی اعلام شد افشاگران پروندههای جدی غذایی میتوانند تا ۵٪ ارزش جریمه را دریافت کنند.
اما یک مشکل ساختاری همچنان باقی است.
مقامهای محلی همزمان باید صنعت محلی و اشتغال را حفظ کنند و بر ایمنی نظارت داشته باشند.
اگر یک کارخانه یا تولیدکننده محلی متهم به تخلف شود، برخورد شدید ممکن است به تعطیلی آن کسبوکار و از دست رفتن شغلها منجر شود.
بنابراین گاهی بین دو هدف تعارض ایجاد میشود:
رشد اقتصادی یا اجرای سختگیرانه استانداردها؟
یک تناقض بزرگ در مدل توسعه چین
ماجرای کلمهای فرمالدهیدی در نهایت درباره یک ماده شیمیایی نیست.
درباره محدودیتهای یک مدل اقتصادی است که توانسته تولید را در مقیاس عظیم توسعه دهد، اما هنوز در ایجاد اعتماد کامل در تمام زنجیره تولید و توزیع مشکل دارد.
چین میتواند برای ردیابی یک محصول از بلاکچین استفاده کند؛ اما اگر کشاورز انگیزه اقتصادی برای تقلب داشته باشد، فناوری بهتنهایی مشکل را حل نمیکند.
میتوان دوربین بیشتری در رستوران نصب کرد؛ اما اگر بازرسی ناکارآمد باشد، دوربین صرفاً تخلف را ثبت میکند.
میتوان هزاران مرکز زنجیره سرد ساخت؛ اما اگر هزینه آن باعث شود غذای سالم برای بخش بزرگی از جامعه غیرقابلدسترس شود، مشکل همچنان پابرجا خواهد ماند.
جمعبندی
چین در بسیاری از فناوریهای پیشرفته جهان پیشتاز شده، اما اعتماد غذایی را نمیتوان فقط با فناوری خرید.
برای ساخت یک سیستم غذایی واقعاً ایمن، علاوه بر تجهیزات و فناوری، به قوانین شفاف، تقسیم مسئولیت مشخص، نظارت مستقل، انگیزههای اقتصادی درست و امکان گزارش تخلف بدون ترس نیاز است.
ماجرای کلمهای کانگبائو نشان میدهد که فاصله میان «توانایی تکنولوژیک» و «کیفیت نهادها» میتواند حتی در یکی از پیشرفتهترین اقتصادهای جهان باقی بماند.
و شاید همین، مهمترین درس اقتصادی این پرونده باشد:
فناوری میتواند زنجیره تأمین را هوشمندتر کند؛ اما نمیتواند بهتنهایی انگیزه انسانها را برای رعایت قانون تغییر دهد.
