پنج‌شنبه، ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶
بروزرسانی لحظه‌ای بازار

جنگ اوکراین دوباره بازار گندم را تهدید می‌کند.

خلاصه:

حملات فزاینده روسیه و اوکراین به بنادر، کشتی‌ها و زیرساخت‌های صادراتی دریای سیاه، یکی از مهم‌ترین مسیرهای تجارت جهانی غلات را تحت فشار قرار داده است. اختلال در این منطقه، خریداران را به سمت تأمین‌کنندگان جایگزین سوق داده و ریسک افزایش قیمت گندم و سایر غلات را بالا برده است.

🔷 نبض ماجرا

♦️ دریای سیاه یکی از مهم‌ترین مسیرهای صادرات غلات جهان است و روسیه و اوکراین نقش بزرگی در عرضه گندم به بازارهای جهانی دارند.

♦️ تشدید حملات در تابستان ۲۰۲۶ باعث تعطیلی موقت بنادر، تأخیر در بارگیری و افزایش ریسک برای کشتی‌ها شده است.

♦️ اوکراین برای حفظ صادرات خود بیش از گذشته به مسیر دانوب متکی شده، اما ظرفیت این مسیر محدود است و در مقاطعی ده‌ها کشتی در صف ورود به بنادر قرار گرفته‌اند.

♦️ خریداران آسیایی نیز برای جبران اختلال در محموله‌های دریای سیاه، خرید گندم از استرالیا و آرژانتین را افزایش داده‌اند.

♦️ بنابراین مسئله فقط کاهش عرضه نیست؛ هزینه و اطمینان از دسترسی به عرضه نیز به متغیر مهم بازار تبدیل شده است.

دریای سیاه؛ گلوگاه پنهان بازار غذا

برای بازار جهانی غلات، دریای سیاه چیزی فراتر از یک مسیر کشتیرانی است. روسیه و اوکراین در سال‌های اخیر از تأمین‌کنندگان مهم غلات جهان بوده‌اند و بخش قابل‌توجهی از تجارت آنها از بنادر این منطقه عبور می‌کند.

اما با تشدید حملات، ریسک تجارت در این مسیر افزایش یافته است. حملات به بنادر و کشتی‌ها باعث شده شرکت‌های کشتیرانی و خریداران با احتیاط بیشتری عمل کنند و برخی محموله‌ها با تأخیر مواجه شوند.

در واقع، بازار با یک مشکل کلاسیک در اقتصاد کالاها مواجه شده است: عرضه ممکن است روی کاغذ وجود داشته باشد، اما اگر نتوان آن را به‌موقع و با هزینه قابل‌قبول به خریدار رساند، از دید بازار عملاً بخشی از آن عرضه از دسترس خارج شده است.

اوکراین؛ مشکل فقط تولید نیست، مسیر صادرات هم هست

اوکراین برای انتقال غلات خود به مسیرهای جایگزین روی آورده است. یکی از مهم‌ترین این مسیرها، بنادر دانوب است.

اما ظرفیت این مسیر با بنادر بزرگ دریای سیاه قابل مقایسه نیست. در اواخر اوت، ده‌ها کشتی در نزدیکی کانال سولینا منتظر دسترسی به بنادر اوکراین بودند و محدودیت‌های عملیاتی، کمبود خلبانان دریایی و حملات هوایی باعث کند شدن جریان صادرات شده بود.

این یعنی حتی اگر محصول در سیلوها آماده باشد، انتقال آن به بازار جهانی می‌تواند به یک گلوگاه تبدیل شود.

و همین تفاوت میان «داشتن کالا» و «توانایی رساندن کالا» یکی از مهم‌ترین دلایل حساسیت بازارهای کامودیتی است.

خریداران مجبور به تغییر نقشه می‌شوند

اختلال در دریای سیاه فقط صادرکنندگان را تحت فشار نمی‌گذارد. خریداران نیز باید سریعاً مسیرهای دیگری برای تأمین پیدا کنند.

در اوایل سپتامبر، خریداران آسیایی دست‌کم نیم میلیون تن گندم از استرالیا و آرژانتین خریداری کردند تا بخشی از محموله‌های دریای سیاه را جایگزین کنند.

چنین تغییر مسیری به این معناست که شوک یک منطقه می‌تواند قیمت و تقاضا را در مناطق دیگر جابه‌جا کند.

وقتی مصر، اندونزی یا سایر واردکنندگان بزرگ مجبور شوند برای خرید از منابع دورتر رقابت کنند، هزینه حمل‌ونقل و قیمت محموله جایگزین نیز وارد معادله می‌شود.

در بازار کامودیتی‌ها، قیمت فقط تابع مقدار کالا نیست؛ تابع مکان کالا هم هست.

چرا این موضوع برای خاورمیانه مهم است؟

خاورمیانه و شمال آفریقا از حساس‌ترین مناطق جهان نسبت به قیمت غلات هستند. بسیاری از کشورهای این منطقه واردکنندگان بزرگ گندم‌اند و افزایش قیمت جهانی می‌تواند مستقیماً بر هزینه واردات و قیمت مواد غذایی اثر بگذارد.

مصر نمونه مهمی است. این کشور یکی از بزرگ‌ترین واردکنندگان گندم جهان است و اختلال در جریان غلات دریای سیاه می‌تواند هزینه تأمین آن را افزایش دهد. بانک جهانی نیز پیش‌تر تأکید کرده بود که اختلال در صادرات غلات روسیه و اوکراین، برای کشورهای واردکننده خالص غذا در خاورمیانه و شمال آفریقا یک شوک جدی ایجاد می‌کند.

به همین دلیل، افزایش قیمت گندم تنها یک اتفاق در بازار بورس کالا نیست؛ می‌تواند به تورم مواد غذایی و فشار بر بودجه دولت‌ها تبدیل شود.

آیا قرار است دوباره به بحران غذایی ۲۰۲۲ برگردیم؟

هنوز نمی‌توان چنین نتیجه‌ای گرفت.

تفاوت مهم با سال ۲۰۲۲ این است که بازار جهانی امروز لزوماً با همان شرایط کمبود فوری مواجه نیست. در چنین شرایطی، بخشی از افزایش قیمت می‌تواند ناشی از ریسک و ترس از اختلال آینده باشد، نه کمبود واقعی محصول در همین لحظه.

اما اگر حملات ادامه پیدا کنند، مسئله می‌تواند جدی‌تر شود.

از یک طرف، ظرفیت مسیرهای جایگزین محدود است؛ از طرف دیگر، صادرکنندگان رقیب نیز با محدودیت‌های تولید، آب‌وهوا و ظرفیت حمل مواجه‌اند. در همین حال، روسیه نیز تلاش کرده بخشی از صادرات خود را از دریای سیاه به مسیرهای دیگر منتقل کند، اما ظرفیت مسیرهای جایگزین محدودیت‌هایی دارد.

بنابراین بازار با یک معادله حساس روبه‌رو است:

اختلال طولانی‌تر در دریای سیاه + ظرفیت محدود مسیرهای جایگزین = ریسک بیشتر برای قیمت غلات

بازار قبل از کمبود واقعی واکنش نشان می‌دهد

این شاید مهم‌ترین درس اقتصادی ماجرا باشد.

در بازارهای کالا، قیمت‌ها معمولاً منتظر نمی‌مانند تا کمبود واقعاً اتفاق بیفتد. معامله‌گران ابتدا احتمال کمبود را قیمت‌گذاری می‌کنند.

به همین دلیل، حمله به یک بندر می‌تواند پیش از آنکه حتی یک تن گندم از بازار جهانی حذف شود، قیمت قراردادهای آتی را بالا ببرد.

اگر بعداً مشخص شود که محموله‌ها می‌توانند از مسیر دیگری عبور کنند، قیمت‌ها می‌توانند عقب‌نشینی کنند. اما اگر اختلال ادامه پیدا کند، همین نگرانی اولیه ممکن است به افزایش واقعی هزینه تأمین تبدیل شود.

در حال حاضر نیز شواهدی از همین تغییر رفتار دیده می‌شود: افزایش خرید از استرالیا و آرژانتین، تغییر مسیر صادرات روسیه و ازدحام در مسیر دانوب همگی نشان می‌دهند که تجارت جهانی غلات در حال بازآرایی است.

جمع‌بندی

جنگ اوکراین وارد مرحله‌ای شده که اثرات اقتصادی آن فقط در میدان نبرد یا بازار انرژی دیده نمی‌شود. حملات به زیرساخت‌های صادراتی دریای سیاه اکنون مستقیماً به یکی از مهم‌ترین زنجیره‌های تأمین غذای جهان فشار وارد می‌کند.

خبر خوب این است که بازار هنوز می‌تواند از طریق ذخایر، افزایش خرید از صادرکنندگان دیگر و تغییر مسیر تجارت خود را تطبیق دهد.

اما اگر دریای سیاه برای مدت طولانی‌تری مختل بماند، هزینه این سازگاری افزایش خواهد یافت.

در نهایت، شاید بزرگ‌ترین ریسک برای بازار گندم نه این باشد که جهان گندم کافی ندارد؛ بلکه این باشد که گندم در جای درست، در زمان درست و با هزینه مناسب در دسترس نباشد.

Parsa Kamizi

کارشناس اقتصاد

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.