چهارشنبه، ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶
بروزرسانی لحظه‌ای بازار

آمریکا و چین چرا فعلاً دوباره وارد جنگ تجاری نمی‌شوند؟

خلاصه

آمریکا و چین در آستانه دیدار دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ در واشنگتن قرار دارند؛ دیداری که قرار است از ۲۳ تا ۲۵ سپتامبر انجام شود. با وجود اختلافات عمیق بر سر تعرفه‌ها، فناوری، مواد معدنی حیاتی و تجارت، نشانه‌ها حاکی از آن است که هر دو طرف فعلاً به دنبال کنترل تنش هستند، نه بازگشت به جنگ تجاری تمام‌عیار.

دلیل این احتیاط، صرفاً دیپلماسی نیست. در ۱۸ ماه گذشته، واشنگتن و پکن بیش از گذشته متوجه شده‌اند که وابستگی اقتصادی یک‌طرفه نیست. آمریکا می‌تواند با تعرفه و محدودیت فناوری به چین فشار وارد کند، اما چین نیز در زنجیره تأمین مواد معدنی حیاتی، به‌ویژه عناصر نادر خاکی و آهنرباهای پیشرفته، اهرم قدرتمندی در اختیار دارد. چین حدود ۷۰ درصد استخراج و بیش از ۸۵ درصد پالایش عناصر نادر خاکی جهان را در اختیار دارد.

به همین دلیل، رابطه دو اقتصاد بزرگ جهان بیشتر از آنکه وارد دوره صلح شده باشد، وارد مرحله‌ای از بازدارندگی اقتصادی شده است: هر طرف می‌داند که می‌تواند به دیگری ضربه بزند، اما همین شناخت باعث می‌شود در استفاده از اهرم‌هایش محتاط‌تر باشد.

🔷 نبض ماجرا
🔹ترامپ و شی جین‌پینگ قرار است ۲۴ سپتامبر در واشنگتن دیدار کنند؛ آتش‌بس تجاری فعلی نیز در ۱۰ نوامبر منقضی می‌شود.
🔹آمریکا در فناوری، بازار مصرف و تعرفه‌ها اهرم فشار دارد؛ چین در مواد معدنی حیاتی و بخش‌هایی از زنجیره تأمین صنعتی.
🔹چین حدود ۷۰٪ استخراج و بیش از ۸۵٪ پالایش عناصر نادر خاکی جهان را در اختیار دارد.
🔹مذاکرات مقدماتی نیویورک موضوعاتی مانند تجارت، مواد معدنی حیاتی و ایمنی هوش مصنوعی را پوشش داد، اما هنوز توافق جامعی درباره تمدید آتش‌بس تجاری اعلام نشده است.
🔹حتی بازار ارز نیز به فضای پیش از دیدار واکنش نشان داده و یوان در ۲۱ سپتامبر به بالاترین سطح خود در بیش از سه سال رسید.

جنگ تجاری چرا به آتش‌بس رسید؟

چند سال پیش، تصور غالب این بود که آمریکا و چین در مسیر جدایی اقتصادی قرار گرفته‌اند.

تعرفه‌ها افزایش یافتند، صادرات فناوری محدود شد و چین نیز در واکنش، صادرات برخی مواد معدنی و کالاهای استراتژیک را محدود کرد.

اما جنگ تجاری یک ویژگی مهم دارد: هزینه آن برای طرف مقابل، الزاماً بدون هزینه برای خود شما نیست.

وقتی آمریکا تعرفه بیشتری روی کالاهای چینی وضع می‌کند، شرکت‌ها و مصرف‌کنندگان آمریکایی نیز با هزینه بالاتر واردات مواجه می‌شوند.

وقتی چین صادرات یک ماده معدنی حیاتی را محدود می‌کند، تولیدکنندگان آمریکایی و متحدانشان تحت فشار قرار می‌گیرند؛ اما این اقدام می‌تواند به شرکت‌ها و صادرات چین نیز آسیب بزند.

در نتیجه، رابطه دو کشور به تدریج از یک بازی «من می‌برم، تو می‌بازی» به بازی پیچیده‌تری تبدیل شده است:

اگر بیش از حد فشار بیاورم، خودم هم هزینه می‌دهم.

چین یک اهرم خطرناک در دست دارد

یکی از مهم‌ترین تغییرات در محاسبات واشنگتن، شناخت بهتر وابستگی جهان به چین در زنجیره مواد معدنی حیاتی است.

عناصر نادر خاکی در موتورهای الکتریکی، تجهیزات الکترونیکی، صنایع دفاعی و بسیاری از فناوری‌های پیشرفته استفاده می‌شوند.

اهمیت چین فقط به استخراج محدود نیست. این کشور در مراحل پالایش، پردازش و تولید آهنرباهای دائمی نیز سهم بسیار بزرگی از بازار جهانی دارد. Reuters برآورد کرده که چین حدود ۷۰ درصد استخراج و بیش از ۸۵ درصد ظرفیت پالایش و تولید عناصر نادر خاکی را در اختیار دارد.

این یعنی آمریکا حتی اگر بتواند منابع جایگزین پیدا کند، نمی‌تواند یک‌شبه زنجیره تأمین خود را از چین جدا کند.

تلاش برای جایگزینی این ظرفیت‌ها نیز زمان می‌برد. شرکت‌های هوافضا و دفاعی در همین حال به دنبال مواد جایگزین و بازیافت بیشتر هستند، اما کارشناسان صنعت می‌گویند کاهش وابستگی کامل به چین سال‌ها زمان خواهد برد.

بنابراین، خاک‌های کمیاب برای چین فقط یک کالای صادراتی نیستند؛ یک ابزار چانه‌زنی اقتصادی‌اند.

آمریکا هم اهرم‌های خودش را دارد

اما وابستگی چین نیز واقعی است.

بازار آمریکا همچنان یکی از مهم‌ترین بازارهای مصرف جهان است و تعرفه‌های آمریکا می‌توانند هزینه صادرات چین را افزایش دهند.

واشنگتن همچنین در فناوری‌های پیشرفته، تراشه‌ها، تجهیزات تولید نیمه‌رسانا و دسترسی شرکت‌های چینی به فناوری‌های خاص اهرم‌های مهمی دارد.

به همین دلیل پکن نیز نمی‌تواند بدون هزینه وارد یک رویارویی تجاری نامحدود شود.

در واقع، هر دو کشور در حال ساختن زنجیره‌های تأمین جایگزین هستند، اما این فرآیند هنوز کامل نشده است.

و همین فاصله میان «وابستگی فعلی» و «استقلال آینده» فضای مذاکره ایجاد کرده است.

جلسه ترامپ و شی؛ توافق بزرگ یا مدیریت تنش؟

انتظار از نشست واشنگتن نباید لزوماً یک توافق تاریخی باشد.

مذاکرات مقدماتی اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، و هه لیفنگ، معاون نخست‌وزیر چین، در نیویورک نشان داد که دو طرف درباره طیف گسترده‌ای از موضوعات از جمله تجارت، مواد معدنی حیاتی و هوش مصنوعی مذاکره می‌کنند.

در حوزه AI حتی آمریکا پیشنهاد ایجاد سازوکاری برای گفت‌وگو درباره ایمنی هوش مصنوعی و اطلاع‌رسانی درباره حوادث مهم این فناوری را مطرح کرده است.

اما در موضوعات حساس‌تر هنوز اختلاف وجود دارد.

برای مثال، درباره افزایش خرید محصولات کشاورزی و هواپیماهای آمریکایی پیشرفت قطعی اعلام نشده و درباره تمدید آتش‌بس تجاری نیز هنوز تصمیم نهایی گرفته نشده است.

بنابراین احتمالاً اهمیت نشست فقط در توافق‌های جدید نیست.

اینکه دو طرف چه اقدام تحریک‌آمیزی انجام نمی‌دهند، ممکن است به اندازه توافق‌های روی میز اهمیت داشته باشد.

نفت و LNG؛ جایی که منافع دو طرف به هم می‌رسد

انرژی یکی از حوزه‌هایی است که می‌تواند بخشی از این رابطه پیچیده را به همکاری تبدیل کند.

پیش از نشست واشنگتن، آمریکا و چین درباره کاهش یا حذف تعرفه چین بر LNG آمریکا گفت‌وگو کرده‌اند. چین از سال ۲۰۲۵ تعرفه ۱۵ درصدی بر LNG آمریکا وضع کرده بود که عملاً تجارت LNG میان دو کشور را به‌شدت محدود کرد.

برای آمریکا، باز شدن دوباره بازار چین جذاب است؛ زیرا موج جدیدی از ظرفیت صادرات LNG در سواحل خلیج مکزیک در حال اضافه شدن است و تولیدکنندگان آمریکایی به بازارهای بزرگ برای جذب این عرضه نیاز دارند.

برای چین نیز LNG آمریکا می‌تواند یکی از منابع متنوع‌تر انرژی باشد.

این همان نقطه‌ای است که منافع دو کشور به هم نزدیک می‌شود:

آمریکا مشتری می‌خواهد؛ چین تأمین‌کننده می‌خواهد.

اما حتی این حوزه هم کاملاً از سیاست جدا نیست.

آب‌پولو؛ رقابت روی آب، فشار زیر آب

اکونومیست برای توصیف این رابطه از استعاره جالبی استفاده می‌کند: آب‌پولو.

بازیکنان روی سطح آب ظاهراً در حال رقابت ورزشی‌اند، اما زیر آب ممکن است به یکدیگر ضربه بزنند.

رابطه آمریکا و چین امروز تقریباً چنین وضعیتی دارد.

در ظاهر، دو کشور درباره تجارت، انرژی و هوش مصنوعی مذاکره می‌کنند.

اما هم‌زمان:

  • آمریکا تلاش می‌کند وابستگی فناوری خود به چین را کاهش دهد.
  • چین تلاش می‌کند وابستگی خود به بازار و فناوری آمریکا را کم کند.
  • هر دو کشور برای زنجیره‌های تأمین جایگزین سرمایه‌گذاری می‌کنند.
  • مواد معدنی حیاتی به ابزار چانه‌زنی تبدیل شده‌اند.
  • رقابت بر سر هوش مصنوعی از تجارت فراتر رفته و به امنیت ملی رسیده است.

بنابراین آرامش فعلی به معنی پایان رقابت نیست.

این آرامش بیشتر شبیه مدیریت رقابت است.

بازارها چه چیزی را دنبال می‌کنند؟

برای بازارهای جهانی، اهمیت رابطه آمریکا و چین بسیار فراتر از دو کشور است.

اگر جنگ تجاری تشدید شود، تعرفه‌ها می‌توانند هزینه واردات را افزایش دهند، زنجیره‌های تأمین را مختل کنند و فشار تورمی ایجاد کنند.

اگر تنش کاهش یابد، تجارت جهانی، حمل‌ونقل، کالاهای صنعتی و برخی بازارهای کامودیتی می‌توانند از کاهش ریسک ژئوپلیتیک منتفع شوند.

اما بازار باید به جای یک تیتر مثبت از نشست، چند شاخص مشخص را دنبال کند:

تعرفه‌ها: آیا آتش‌بس تمدید می‌شود؟

خاک‌های کمیاب: آیا چین محدودیت‌های صادراتی را کاهش می‌دهد؟

فناوری: آیا محدودیت‌های تراشه و تجهیزات نیمه‌رسانا سخت‌تر می‌شوند یا نه؟

انرژی: آیا تجارت LNG آمریکا و چین دوباره فعال می‌شود؟

کشاورزی: آیا خرید محصولات آمریکایی توسط چین افزایش پیدا می‌کند؟

این موارد احتمالاً مهم‌تر از عکس دست‌دادن دو رهبر خواهند بود.

چرا این رابطه هنوز شکننده است؟

مشکل اصلی این است که آتش‌بس فعلی یک توافق جامع و دائمی نیست.

دو کشور هنوز درباره این سؤال اساسی اختلاف دارند که چه اقدامی نقض توافق محسوب می‌شود.

همین ابهام می‌تواند خطرناک باشد.

ممکن است آمریکا یک محدودیت تجاری را اقدامی مستقل برای امنیت ملی بداند، در حالی که چین همان اقدام را نقض توافق تلقی کند.

یا چین صادرات یک ماده معدنی را محدود کند و آن را تصمیم تجاری داخلی بنامد، در حالی که واشنگتن آن را استفاده سیاسی از زنجیره تأمین بداند.

در چنین شرایطی، حتی یک تصمیم کوچک می‌تواند دوباره زنجیره‌ای از اقدامات تلافی‌جویانه را آغاز کند.

اقتصاد جهانی در میانه این بازی چه می‌کند؟

مهم‌ترین پیام رابطه آمریکا و چین برای اقتصاد جهانی این است که جهانی‌شدن به پایان نرسیده، اما شکل آن در حال تغییر است.

شرکت‌ها دیگر نمی‌توانند مانند گذشته فرض کنند که ارزان‌ترین زنجیره تأمین همیشه بهترین زنجیره تأمین است.

امنیت انرژی، امنیت مواد معدنی، امنیت فناوری و امنیت مسیرهای تجاری اکنون بخشی از محاسبات اقتصادی شده‌اند.

به همین دلیل، حتی اگر ترامپ و شی در واشنگتن به توافق برسند، رقابت ساختاری میان دو اقتصاد بزرگ جهان ادامه خواهد داشت.

شرکت‌ها نیز هم‌زمان با مذاکره دولت‌ها، در حال بازطراحی زنجیره‌های تأمین خود هستند.

جمع‌بندی

آمریکا و چین فعلاً در جنگ تجاری تمام‌عیار نیستند؛ اما این به معنی پایان رقابت نیست.

هر دو طرف فهمیده‌اند که طرف مقابل بیش از آنچه تصور می‌شد قدرت آسیب‌زدن دارد.

چین مواد معدنی حیاتی، ظرفیت صنعتی و زنجیره‌های تأمین گسترده‌ای در اختیار دارد.

آمریکا بازار مصرف عظیم، فناوری‌های حساس و ابزارهای مالی و تجاری قدرتمندی دارد.

نتیجه، نوعی بازدارندگی اقتصادی است.

در چنین شرایطی، بهترین سناریو برای هر دو طرف الزاماً یک توافق بزرگ نیست؛ گاهی فقط این است که هیچ‌کدام ماشه مرحله بعدی جنگ تجاری را نکشند.

و شاید به همین دلیل، اهمیت دیدار ترامپ و شی فقط به چیزی که در واشنگتن امضا می‌شود محدود نیست؛ بلکه به چیزهایی هم بستگی دارد که دو طرف تصمیم می‌گیرند فعلاً انجام ندهند.

منبع: اکونومیست

Parsa Kamizi

کارشناس اقتصاد

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.