جهان در آستانه دورهای تازه از رشد تقاضای انرژی قرار گرفته است؛ دورهای که برخلاف گذشته، بخش مهمی از افزایش مصرف آن نه از اقتصادهای توسعهیافته، بلکه از کشورهای در حال توسعه ناشی خواهد شد. رشد جمعیت، افزایش درآمد، صنعتیشدن و گسترش دسترسی به برق در کشورهایی مانند هند، برزیل، نیجریه و اندونزی، نیاز به تولید و واردات بیشتر انرژی را در دهههای آینده افزایش خواهد داد.
- کشورهای در حال توسعه میتوانند تا سال ۲۰۶۰ تقاضای جهانی انرژی را بیش از ۶۰ درصد افزایش دهند.
- تا پایان ۲۰۲۵، حدود ۶۳ درصد از بازارهای نوظهور آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین سهم بیشتری از برق خورشیدی نسبت به آمریکا داشتند.
- رشد انرژیهای تجدیدپذیر در جنوب جهانی ادامه دارد، اما نفت، گاز و حتی زغالسنگ همچنان در سبد انرژی باقی خواهند ماند.
- کمبود سرمایه برای گذار انرژی باعث شده کشورهای در حال توسعه بهجای حذف سریع سوختهای فسیلی، به سمت استفاده همزمان از منابع مختلف انرژی حرکت کنند.
بر اساس برآورد جدید S&P Global، اقتصادهای نوظهور میتوانند تا سال ۲۰۶۰ تقاضای جهانی انرژی را بیش از ۶۰ درصد افزایش دهند؛ افزایشی که از نظر مقیاس تقریباً معادل اضافه شدن یک چین دیگر به مصرف جهانی انرژی است. نکته مهم این است که این رشد الزاماً به معنای جایگزینی کامل سوختهای فسیلی با انرژیهای تجدیدپذیر نخواهد بود و ترکیبی از منابع مختلف انرژی احتمالاً پاسخگوی این تقاضای جدید خواهد بود.
کشورهای در حال توسعه؛ موتور جدید رشد مصرف انرژی
اقتصادهای نوظهور در سالهای آینده با افزایش قابل توجه نیاز انرژی مواجه خواهند شد. کشورهایی مانند هند، برزیل، نیجریه و اندونزی برای توسعه صنایع، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد خانوارها و گسترش زیرساختهای خود به انرژی بیشتری نیاز دارند.
این مسئله یک تفاوت بنیادین میان کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه ایجاد میکند. در بسیاری از کشورهای ثروتمند، سیاست انرژی عمدتاً حول کاهش انتشار کربن و افزایش بهرهوری میچرخد؛ اما در بخش بزرگی از جهان در حال توسعه، مسئله نخست همچنان دسترسی به انرژی کافی و قابلاعتماد است.
برآورد S&P Global نشان میدهد این شکاف میتواند به یکی از مهمترین نیروهای شکلدهنده بازار جهانی انرژی در چند دهه آینده تبدیل شود. افزایش بیش از ۶۰ درصدی تقاضا تا ۲۰۶۰ به این معناست که حتی رشد سریع انرژیهای پاک نیز لزوماً به کاهش مطلق مصرف نفت و گاز منجر نخواهد شد.
انرژی خورشیدی در حال گسترش است
در عین حال، رشد تقاضای انرژی در کشورهای نوظهور الزاماً به معنای ادامه الگوی سنتی توسعه نیست. کاهش هزینه فناوریهای خورشیدی و ورود گسترده تجهیزات ارزانقیمت ساخت چین، موجب شده بسیاری از کشورهای آفریقایی، آسیایی و آمریکای لاتین با سرعت بیشتری ظرفیت انرژی خورشیدی خود را افزایش دهند.
کشورهایی مانند برزیل، شیلی، السالوادور، مراکش، کنیا و نامیبیا طی سالهای اخیر در توسعه انرژیهای پاک پیشرفت قابل توجهی داشتهاند. طبق دادههای مطرحشده در گزارش، تا پایان سال ۲۰۲۵، ۶۳ درصد از بازارهای نوظهور در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین، سهم بیشتری از تولید برق خورشیدی نسبت به آمریکا داشتند.
این روند نشان میدهد که گذار انرژی دیگر صرفاً پروژهای متعلق به اقتصادهای ثروتمند نیست و کشورهای در حال توسعه نیز به یکی از بازیگران اصلی توسعه انرژیهای تجدیدپذیر تبدیل شدهاند.
نفت و گاز همچنان باقی میمانند
با وجود رشد سریع انرژیهای تجدیدپذیر، S&P Global انتظار ندارد که این منابع بهسرعت جایگزین تمام سوختهای فسیلی شوند.
دن یرگین، نایبرئیس S&P Global، معتقد است رشد تقاضای انرژی در کشورهای نوظهور از طریق مجموعهای از منابع مختلف تأمین خواهد شد. در این سناریو، انرژیهای تجدیدپذیر سهم مهمی خواهند داشت، اما نفت و گاز نیز برای مدت طولانیتری در سبد انرژی باقی میمانند و حتی مصرف زغالسنگ ممکن است در برخی بازارها افزایش پیدا کند.
این موضوع بهویژه برای کشورهایی اهمیت دارد که با محدودیت سرمایهگذاری، ضعف شبکه برق یا دسترسی محدود به فناوریهای پیشرفته مواجه هستند. انرژی خورشیدی ممکن است ارزانتر شده باشد، اما ساخت شبکه، ذخیرهسازی، انتقال و توزیع برق همچنان به سرمایهگذاری سنگین نیاز دارد.
پایان رؤیای «جهش مستقیم به انرژی پاک»؟
یکی از مفاهیم مهم در بحث گذار انرژی، عبور مستقیم کشورهای در حال توسعه از مرحله سوختهای فسیلی و حرکت سریع به سمت اقتصاد کاملاً پاک است. اما واقعیت اقتصادی بسیاری از این کشورها با چنین سناریویی فاصله دارد.
کشورهای ثروتمند طی دهههای گذشته با استفاده گسترده از سوختهای فسیلی رشد اقتصادی خود را تأمین کردهاند و اکنون از کشورهای فقیرتر انتظار دارند مسیر توسعه متفاوتی را طی کنند. در مقابل، کشورهای در حال توسعه بارها بر ضرورت تأمین مالی گذار انرژی تأکید کردهاند؛ در حالی که وعدههای مالی کشورهای ثروتمند برای کمک به کاهش انتشار گازهای گلخانهای در بسیاری از موارد محقق نشده است.
از این منظر، انتخاب ترکیبی از نفت، گاز، زغالسنگ و انرژیهای تجدیدپذیر برای کشورهای در حال توسعه صرفاً یک انتخاب زیستمحیطی نیست؛ بلکه به مسئله امنیت انرژی و توسعه اقتصادی نیز مربوط میشود.
“
«نکته کلیدی این گزارش، تغییر مرکز ثقل تقاضای انرژی جهان است. اگر رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه با توسعه صنعتی، شهرنشینی و افزایش مصرف برق همراه شود، مسئله اصلی بازار انرژی دیگر صرفاً «کربنزدایی» نخواهد بود، بلکه تأمین انرژی کافی برای اقتصادی خواهد بود که هنوز بخش بزرگی از ظرفیت مصرف آن بالفعل نشده است. از این منظر، رشد سریع خورشیدی لزوماً خبر بدی برای نفت و گاز نیست؛ زیرا در اقتصادی با افزایش شدید تقاضا، یک منبع جدید میتواند بهجای حذف منبع قدیمی، بخش عمده رشد آینده مصرف را جذب کند. بنابراین شاید مهمترین پیام این روند برای بازار انرژی، حرکت از منطق «جایگزینی سوختها» به سمت منطق «گسترش همزمان سبد انرژی» باشد؛ سناریویی که میتواند عمر تقاضای هیدروکربنها را طولانیتر از برآوردهای ساده مبتنی بر رشد انرژیهای پاک کند.»
بابک شیری
فقر انرژی؛ مسئلهای بزرگتر از تغییرات اقلیمی
رشد مصرف انرژی در اقتصادهای نوظهور را نباید صرفاً بهعنوان یک تهدید برای اهداف اقلیمی جهان تحلیل کرد. افزایش مصرف انرژی در بسیاری از این کشورها نشانه افزایش تولید، درآمد، اشتغال و دسترسی مردم به خدمات پایه است.
در بخشهایی از جهان، هنوز میلیونها نفر از دسترسی کافی به برق محروم هستند. بنابراین کاهش مصرف انرژی بهعنوان یک هدف مستقل، نمیتواند بدون در نظر گرفتن سطح توسعه اقتصادی کشورها ارزیابی شود.
این مسئله در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که اقتصادهای توسعهیافته نیز با رشد مصرف برق ناشی از فناوریهای جدید، مراکز داده و هوش مصنوعی مواجه شدهاند. در نتیجه، مسئله آینده انرژی فقط افزایش تولید برق پاک نیست؛ بلکه افزایش عرضه انرژی در مقیاسی است که بتواند همزمان توسعه اقتصادی و اهداف زیستمحیطی را پشتیبانی کند.
جمعبندی
برآورد S&P Global تصویری متفاوت از آینده بازار انرژی ارائه میدهد؛ آیندهای که در آن رشد تقاضای کشورهای در حال توسعه میتواند مصرف جهانی انرژی را تا سال ۲۰۶۰ بیش از ۶۰ درصد افزایش دهد.
انرژی خورشیدی و سایر منابع تجدیدپذیر بدون تردید سهم بیشتری از این بازار را به خود اختصاص خواهند داد، اما سرعت توسعه آنها احتمالاً به اندازهای نخواهد بود که نفت، گاز و زغالسنگ را در کوتاهمدت از معادله انرژی جهان حذف کند.
در نتیجه، بازار جهانی انرژی در دهههای آینده احتمالاً نه با یک جایگزینی کامل، بلکه با افزایش همزمان چند منبع انرژی مواجه خواهد بود؛ تغییری که میتواند تقاضای بلندمدت برای نفت و گاز را بسیار پایدارتر از آن چیزی کند که برخی سناریوهای خوشبینانه گذار انرژی تصور میکنند.
در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.
