پنج‌شنبه، ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶
بروزرسانی لحظه‌ای بازار

جنگ هم نتوانست جلوی تب AI در خلیج فارس را بگیرد.

خلاصه:

جنگ، زیرساخت‌های فناوری خلیج فارس را با ریسک تازه‌ای روبه‌رو کرده است؛ اما سرمایه‌گذاری در دیتاسنترهای هوش مصنوعی متوقف نشده. از ابوظبی تا ریاض، دولت‌ها و سرمایه‌گذاران همچنان میلیاردها دلار برای ساخت ظرفیت محاسباتی جدید هزینه می‌کنند.

ماجرا فقط ساخت چند مرکز داده نیست. خلیج فارس می‌خواهد از مزیت‌های انرژی و سرمایه خود استفاده کند تا در زنجیره ارزش اقتصاد هوش مصنوعی جایگاهی فراتر از یک مصرف‌کننده فناوری داشته باشد.

🔷 نبض ماجرا

♦️ پروژه Stargate UAE در ابوظبی در نهایت قرار است به یک پردیس ۵ گیگاواتی تبدیل شود و نخستین فاز ۲۰۰ مگاواتی آن برای سال ۲۰۲۶ برنامه‌ریزی شده است.

♦️ عربستان نیز با پروژه‌هایی مانند HUMAIN و DataVolt در حال توسعه ظرفیت دیتاسنتر و زیرساخت AI است.

♦️ هزینه برق در عربستان و امارات طبق برآورد PwC حدود ۵ تا ۶ سنت به ازای هر کیلووات‌ساعت است؛ در حالی که هزینه برق یکی از مهم‌ترین متغیرهای اقتصادی دیتاسنترهای AI است.

♦️ سرمایه نیز در منطقه کم نیست. صندوق MGX ابوظبی در ژوئیه ۲۰۲۶ صندوقی با ۴۹ میلیارد دلار تعهد سرمایه را نهایی کرد و در همان ماه در خرید شرکت آمریکایی Aligned Data Centers با ارزش بنگاه حدود ۴۰ میلیارد دلار مشارکت داشت.

♦️ جنگ، محاسبات امنیتی را تغییر داده است؛ از جمله بحث درباره مقاوم‌سازی دیتاسنترها، پراکنده کردن ظرفیت و حتی انتقال بخشی از زیرساخت‌ها به فضاهای زیرزمینی.

چرا خلیج فارس به دیتاسنتر نیاز دارد؟

هوش مصنوعی فقط الگوریتم و تراشه نیست. پشت هر مدل بزرگ، مجموعه‌ای از سرورها، پردازنده‌ها، شبکه‌های ارتباطی، سیستم‌های خنک‌کننده و مهم‌تر از همه برق قرار دارد.

به همین دلیل، رقابت AI به‌تدریج به رقابت بر سر زیرساخت محاسباتی تبدیل شده است.

مدل‌های هوش مصنوعی باید آموزش ببینند و سپس میلیون‌ها یا میلیاردها بار در اختیار کاربران قرار گیرند. هرچه استفاده از AI بیشتر شود، تقاضا برای پردازش و دیتاسنتر نیز افزایش می‌یابد.

در چنین اقتصادی، جایی که بتواند برق و زمین را با هزینه پایین‌تر در اختیار اپراتورها قرار دهد، می‌تواند مزیت مهمی به دست آورد.

خلیج فارس دقیقاً همین مزیت را دارد.

مزیت اول: انرژی

بزرگ‌ترین مزیت اقتصادی منطقه احتمالاً انرژی است.

طبق داده‌های PwC، تعرفه برق در عربستان و امارات حدود ۵ تا ۶ سنت به ازای هر کیلووات‌ساعت است؛ در حالی که این رقم در آمریکا حدود ۹ تا ۱۵ سنت اعلام شده است.

برای یک دیتاسنتر کوچک شاید تفاوت چند سنتی چندان تعیین‌کننده نباشد. اما وقتی صحبت از پردیس‌هایی با ظرفیت صدها مگاوات یا چند گیگاوات است، هزینه انرژی به یکی از متغیرهای اصلی اقتصاد پروژه تبدیل می‌شود.

این موضوع با رشد مدل‌های بزرگ AI اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

در واقع، رقابت هوش مصنوعی فقط میان شرکت‌هایی مانند Nvidia، OpenAI، Google و Microsoft نیست؛ بخشی از رقابت در جایی بسیار ساده‌تر اتفاق می‌افتد:

چه کسی می‌تواند برق بیشتری را با هزینه کمتر و اطمینان بالاتر در اختیار محاسبات قرار دهد؟

زمین هم یک مزیت است

دیتاسنترهای AI به زمین زیادی نیاز دارند و قیمت زمین می‌تواند تفاوت قابل‌توجهی ایجاد کند.

PwC هزینه زمین صنعتی مناسب برای دیتاسنتر در عربستان را حدود ۱۰ تا ۵۰ دلار به ازای هر مترمربع برآورد کرده است؛ در مناطقی مانند Northern Virginia آمریکا این رقم می‌تواند به حدود ۱۵۰ تا ۶۰۰ دلار برسد.

این اختلاف، همراه با هزینه انرژی پایین‌تر، باعث می‌شود منطقه برای ساخت پروژه‌های بسیار بزرگ جذاب باشد.

البته ارزان بودن زمین به‌تنهایی کافی نیست. دیتاسنتر به شبکه برق، آب یا سیستم خنک‌کننده، فیبر نوری، امنیت و اتصال بین‌المللی نیاز دارد.

بنابراین مزیت خلیج فارس زمانی واقعی می‌شود که این اجزا همزمان توسعه پیدا کنند.

سرمایه؛ برگ برنده سوم

کشورهای خلیج فارس یک مزیت دیگر هم دارند که بسیاری از بازارهای نوظهور ندارند: سرمایه دولتی عظیم و صبور.

MGX نمونه مهمی است.

این صندوق مستقر در ابوظبی در ژوئیه ۲۰۲۶ اعلام کرد صندوق اول آن با ۴۹ میلیارد دلار تعهد سرمایه نهایی شده است. هدف صندوق سرمایه‌گذاری در کل زنجیره فناوری AI، از تراشه و زیرساخت گرفته تا شرکت‌های نرم‌افزاری و پلتفرم‌های هوش مصنوعی است.

اما اهمیت MGX فقط به سرمایه‌گذاری در شرکت‌های AI محدود نمی‌شود.

این صندوق همراه با شرکای خود در ژوئیه در خرید شرکت Aligned Data Centers نیز مشارکت کرد؛ معامله‌ای که ارزش بنگاه آن حدود ۴۰ میلیارد دلار اعلام شد.

یعنی سرمایه خلیج فارس فقط برای ساخت دیتاسنتر در داخل منطقه به کار نمی‌رود؛ بلکه در حال خرید و توسعه زیرساخت محاسباتی در خارج از منطقه نیز هست.

این یک تفاوت مهم است.

خلیج فارس نمی‌خواهد صرفاً «بازار مصرف AI» باشد؛ تلاش می‌کند در مالکیت زیرساخت آن نیز سهم داشته باشد.

Stargate UAE؛ نماد جاه‌طلبی منطقه

یکی از مهم‌ترین پروژه‌ها Stargate UAE است.

OpenAI در سال ۲۰۲۵ اعلام کرد که این پروژه شامل یک خوشه ۱ گیگاواتی در ابوظبی است که ۲۰۰ مگاوات آن برای بهره‌برداری در سال ۲۰۲۶ برنامه‌ریزی شده بود.

اما پروژه در مقیاس بزرگ‌تری تعریف شده است و پردیس مربوط به آن قرار است در نهایت به ۵ گیگاوات ظرفیت برسد.

برای درک مقیاس آن کافی است بدانیم که یک گیگاوات برای صنعت دیتاسنتر دیگر یک پروژه معمولی نیست؛ اینجا با زیرساختی در مقیاس یک صنعت مواجهیم.

و نکته مهم‌تر این است که پروژه بعد از تشدید درگیری‌های منطقه‌ای کنار گذاشته نشد.

جنگ چه چیزی را تغییر داد؟

جنگ نشان داد که یک دیتاسنتر در خلیج فارس فقط با ریسک‌های معمول تجاری روبه‌رو نیست.

زیرساختی که به برق، ارتباطات و تجهیزات پیشرفته وابسته است، می‌تواند در معرض حمله پهپادی، موشکی یا اختلال در شبکه قرار گیرد.

به همین دلیل، بحث امنیت دیتاسنترها حالا جدی‌تر شده است.

گزارش رویترز در سپتامبر ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که برنامه Stargate UAE پس از حملات ایران در حال بازطراحی بوده و به جای یک پردیس متمرکز، گزینه ایجاد شبکه‌ای از تأسیسات در نقاط مختلف امارات، استفاده از سازه‌های مقاوم در برابر انفجار و حتی زیرساخت‌های زیرزمینی بررسی شده است.

این یعنی جنگ لزوماً سرمایه‌گذاری را متوقف نکرده؛ بلکه هزینه امنیت آن را افزایش داده است.

تقاضا را هم خود دولت‌ها ایجاد می‌کنند

یکی از تفاوت‌های خلیج فارس با بسیاری از بازارهای دیگر این است که دولت‌ها خودشان از بزرگ‌ترین مشتریان زیرساخت دیجیتال هستند.

امارات برنامه‌هایی برای استفاده گسترده‌تر از AI در خدمات دولتی دارد و سیاست‌های حاکمیت داده نیز باعث می‌شود بخشی از اطلاعات حساس داخل کشور نگهداری شود.

در عربستان نیز توسعه Cloud و AI به یکی از محورهای اصلی برنامه تحول اقتصادی تبدیل شده است.

AWS اعلام کرده است که نخستین منطقه ابری خود در عربستان تا دسامبر ۲۰۲۶ راه‌اندازی خواهد شد و همراه HUMAIN تا سال ۲۰۲۸ امکان ایجاد ۵۰ مگاوات ظرفیت در نخستین AI Zone عربستان را فراهم می‌کند.

بنابراین تقاضای دیتاسنتر فقط از استارتاپ‌ها و شرکت‌های خصوصی نمی‌آید؛ دولت، بانک‌ها، شرکت‌های بزرگ و پروژه‌های ملی نیز مشتری این زیرساخت هستند.

خلیج فارس یک مزیت دیگر هم دارد: سرعت تصمیم‌گیری

ساخت دیتاسنتر در بسیاری از کشورهای غربی با مسائل مربوط به مجوزها، زمین، شبکه برق، مصرف آب و مخالفت جوامع محلی روبه‌رو می‌شود.

این مخالفت‌ها به‌خصوص در آمریکا افزایش یافته است؛ زیرا دیتاسنترهای AI به برق و زیرساخت قابل‌توجهی نیاز دارند.

در خلیج فارس ساختار تصمیم‌گیری متمرکزتر است.

این موضوع می‌تواند به دولت‌ها اجازه دهد زمین، برق، مجوز و زیرساخت را سریع‌تر در کنار یکدیگر قرار دهند.

البته این مزیت بدون هزینه نیست. سرعت بالاتر تصمیم‌گیری می‌تواند به همان اندازه که اجرای پروژه را آسان می‌کند، اهمیت نظارت، شفافیت و مدیریت ریسک را نیز افزایش دهد.

اما آیا خلیج فارس واقعاً می‌تواند قطب AI شود؟

اینجا باید بین زیرساخت AI و صنعت AI تفاوت گذاشت.

ساخت دیتاسنتر به معنای تبدیل شدن به Silicon Valley نیست.

برای تبدیل شدن به یک مرکز واقعی AI، منطقه به نیروی متخصص، شرکت‌های نرم‌افزاری، دانشگاه‌ها، سرمایه‌گذاری تحقیقاتی، تراشه، شبکه‌های ارتباطی و اکوسیستم استارتاپی نیز نیاز دارد.

خلیج فارس در برخی از این حوزه‌ها در حال سرمایه‌گذاری سریع است؛ اما بخش قابل‌توجهی از فناوری اصلی همچنان در اختیار شرکت‌های آمریکایی و زنجیره تأمین جهانی قرار دارد.

در نتیجه، ممکن است منطقه در کوتاه‌مدت به یکی از مهم‌ترین مراکز محاسبات AI جهان تبدیل شود، بدون اینکه لزوماً کنترل کامل فناوری AI را در اختیار داشته باشد.

این تفاوت بسیار مهم است.

یک تغییر بزرگ‌تر در حال وقوع است

رقابت AI در حال تغییر جغرافیای زیرساخت دیجیتال جهان است.

در گذشته، شرکت‌های فناوری معمولاً دیتاسنترهای خود را جایی می‌ساختند که به بازار مصرف، شبکه ارتباطی و نیروی متخصص نزدیک باشند.

اما با افزایش اندازه مدل‌های AI، متغیرهایی مانند برق، زمین، سرعت ساخت و دسترسی به سرمایه اهمیت بیشتری پیدا کرده‌اند.

به همین دلیل، مناطقی که انرژی فراوان و سرمایه ارزان دارند می‌توانند سهم بیشتری از این صنعت به دست آورند.

خلیج فارس دقیقاً در نقطه تلاقی این مزیت‌ها قرار دارد.

جنگ؛ مانع یا محرک؟

پارادوکس اصلی همین‌جاست.

جنگ می‌تواند زیرساخت‌های منطقه را آسیب‌پذیرتر کند، هزینه بیمه و امنیت را بالا ببرد و سرمایه‌گذاران را با ریسک ژئوپلیتیک بیشتری مواجه کند.

اما از طرف دیگر، همین تهدید می‌تواند دولت‌های منطقه را به سرمایه‌گذاری بیشتر در امنیت، پراکندگی زیرساخت، شبکه برق و حاکمیت داده وادار کند.

بنابراین سؤال دیگر فقط این نیست که «آیا جنگ دیتاسنترها را متوقف می‌کند؟»

سؤال مهم‌تر این است:

آیا جنگ باعث می‌شود دیتاسنترهای خلیج فارس به بخشی از زیرساخت استراتژیک امنیت ملی تبدیل شوند؟

نشانه‌های فعلی به این سمت اشاره می‌کنند.

جمع‌بندی

خلیج فارس برای تبدیل شدن به یکی از قطب‌های زیرساخت هوش مصنوعی چند برگ مهم در اختیار دارد: انرژی ارزان، زمین ارزان، سرمایه عظیم، سیاست‌گذاری متمرکز و تقاضای دولتی.

جنگ اما یک هزینه جدید به این معادله اضافه کرده است: امنیت.

اگر منطقه بتواند این ریسک را مدیریت کند، دیتاسنترها می‌توانند چیزی فراتر از ساختمان‌هایی پر از تراشه باشند؛ آنها می‌توانند به یکی از پایه‌های مدل اقتصادی جدید خلیج فارس تبدیل شوند.

در اقتصاد نفتی، مزیت اصلی منطقه انرژی بود.

در اقتصاد AI، شاید همان انرژی بتواند به شکل دیگری دوباره به مزیت تبدیل شود:

این‌بار نه برای فروش نفت، بلکه برای فروش قدرت محاسباتی.

Parsa Kamizi

کارشناس اقتصاد

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.