پنج‌شنبه، ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶
بروزرسانی لحظه‌ای بازار

AI هنوز بازار کار را نابود نکرده؛ دارد بازار کار را عوض می‌کند

خلاصه

سال‌هاست هوش مصنوعی به‌عنوان فناوری‌ای معرفی می‌شود که می‌تواند میلیون‌ها شغل را از بین ببرد. اما داده‌های فعلی بازار کار آمریکا هنوز چنین تصویری را نشان نمی‌دهند. در اوت ۲۰۲۶، اقتصاد آمریکا ۱۶۲ هزار شغل اضافه کرد و نرخ بیکاری در ۴.۱ درصد باقی ماند.

در همین زمان، خودِ اقتصاد AI در حال ایجاد تقاضای جدید است: از ساخت دیتاسنتر و شبکه برق گرفته تا مهندسی AI، آموزش مدل‌ها و نقش‌هایی که میان فناوری و کسب‌وکار قرار می‌گیرند.

اما این به معنای بی‌خطر بودن AI برای اشتغال نیست. بخش‌هایی از بازار کار، به‌خصوص مشاغل اداری و وظایف تکراری، همین حالا تحت فشار قرار گرفته‌اند.

بنابراین داستان AI در بازار کار احتمالاً بیشتر از آنکه داستان «شغل یا بی‌شغلی» باشد، داستان «جابه‌جایی شغل‌ها و تغییر ارزش مهارت‌ها» است.

🔷 نبض ماجرا
♦️آمریکا در اوت ۲۰۲۶ حدود ۱۶۲ هزار شغل اضافه کرد و نرخ بیکاری به ۴.۱ درصد رسید.
♦️سرمایه‌گذاری سنگین در زیرساخت AI، تقاضا برای نیروی کار در ساخت‌وساز، برق، تجهیزات و دیتاسنترها را افزایش داده است.
♦️LinkedIn بر اساس داده‌های خود برآورد کرده بین ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ حدود ۶۴۰ هزار شغل مرتبط با AI در آمریکا ایجاد شده است.
♦️BLS پیش‌بینی می‌کند اشتغال در مشاغل اداری و پشتیبانی طی ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۵ کاهش پیدا کند؛ در مقابل، بخش Utilities با رشد ۹.۸ درصدی سریع‌ترین رشد اشتغال را میان صنایع بزرگ خواهد داشت و BLS بخشی از این افزایش تقاضا را به نیاز برق ناشی از AI نسبت می‌دهد.
♦️پژوهش‌های جدید درباره استفاده واقعی از AI نیز نشان می‌دهند که در بسیاری از وظایف، فناوری فعلاً بیشتر در نقش تقویت‌کننده نیروی انسانی ظاهر شده تا جایگزین کامل آن.

«آخرالزمان شغل‌ها» فعلاً نرسیده است

تصویر رایج از انقلاب AI ساده است: یک شرکت نرم‌افزار هوشمند می‌خرد، تعدادی کارمند را کنار می‌گذارد و ماشین جای انسان را می‌گیرد.

بخشی از این اتفاق واقعاً در حال رخ دادن است. شرکت‌هایی در حوزه فناوری و خدمات حرفه‌ای تعداد کارکنان خود را کاهش داده‌اند و برخی کسب‌وکارها وظایف مشخصی را به نرم‌افزار و عامل‌های هوش مصنوعی سپرده‌اند.

اما اقتصاد فقط همان شرکتی نیست که تعدادی کارمند خود را اخراج می‌کند.

وقتی یک فناوری بزرگ وارد اقتصاد می‌شود، همزمان سه اتفاق رخ می‌دهد: برخی کارها حذف می‌شوند، برخی کارها تغییر می‌کنند و برخی کارهای کاملاً جدید به وجود می‌آیند.

بازار کار AI فعلاً بیشتر شبیه همین فرآیند سومرحله‌ای است.

بزرگ‌ترین کارخانه استخدامی AI شاید یک دیتاسنتر باشد

اگر درباره مشاغل AI صحبت کنیم، ذهن معمولاً به سمت برنامه‌نویس و مهندس یادگیری ماشین می‌رود.

اما بخش مهمی از موج اشتغال AI اصلاً پشت لپ‌تاپ اتفاق نمی‌افتد.

مدل‌های هوش مصنوعی به تراشه، سرور، ساختمان، سیستم سرمایش، برق، ترانسفورماتور، شبکه و نیروی انسانی برای نصب و نگهداری این تجهیزات نیاز دارند.

همین سرمایه‌گذاری عظیم، زنجیره‌ای از مشاغل را فعال کرده است.

بر اساس داده‌های BLS، اشتغال در صنعت خدمات زیرساخت محاسباتی، پردازش داده و میزبانی وب از ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۵ حدود ۲۵.۱ درصد رشد خواهد کرد. در بخش Utilities نیز رشد ۹.۸ درصدی پیش‌بینی شده و BLS صراحتاً می‌گوید تقریباً تمام این رشد از تولید، انتقال و توزیع برق ناشی می‌شود؛ بخشی از آن نیز به افزایش تقاضای برق، از جمله مصرف AI، مربوط است.

حتی اثر AI را می‌توان در مشاغلی دید که در نگاه اول هیچ ارتباطی با فناوری ندارند.

ساخت دیتاسنتر به برق‌کار، تکنسین، متخصص HVAC، مهندس شبکه و کارگر ساختمانی نیاز دارد.

در واقع، هر واحد محاسباتی جدید، پیش از آنکه به یک مدل AI تبدیل شود، به مقدار زیادی نیروی انسانی فیزیکی نیاز دارد.

AI شغل‌های جدیدی هم ساخته است

طرف دیگر ماجرا، مشاغلی است که چند سال پیش یا وجود نداشتند یا بسیار کوچک بودند.

مهندس AI، متخصص پیاده‌سازی AI، مدیر AI، متخصص داده و نقش‌های مختلف برای ارزیابی و آموزش مدل‌ها اکنون به بخشی از بازار کار تبدیل شده‌اند.

LinkedIn بر اساس تحلیل خود از بازار کار آمریکا برآورد کرده که بین سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۵ حدود ۶۴۰ هزار شغل جدید مرتبط با AI ایجاد شده است. این رقم شامل مشاغل ساخت دیتاسنتر نمی‌شود.

نکته جالب‌تر این است که همه این افراد مدل‌های جدید نمی‌سازند.

بخشی از آن‌ها کاری متفاوت انجام می‌دهند: کمک می‌کنند شرکت‌ها بفهمند چگونه باید با AI کار کنند.

این یک مرحله مهم در بلوغ فناوری است.

وقتی اینترنت وارد شرکت‌ها شد، همه کارکنان برنامه‌نویس نشدند. وقتی رایانه جای ماشین‌تحریر را گرفت، همه کارمندان متخصص کامپیوتر نشدند.

فناوری جدید در بسیاری از موارد، ساختار کار را تغییر می‌دهد، نه اینکه تمام کار را حذف کند.

اما یک گروه واقعاً در معرض خطر است

این تصویر نباید بیش از حد خوش‌بینانه خوانده شود.

AI برای همه مشاغل یکسان عمل نمی‌کند.

هرچه سهم وظایف تکراری، قابل پیش‌بینی و قابل تبدیل به دستورالعمل در یک شغل بیشتر باشد، احتمال اینکه بخشی از آن کار به نرم‌افزار منتقل شود بیشتر است.

داده‌های BLS نیز همین تفاوت را نشان می‌دهند. اشتغال در گروه بزرگ مشاغل اداری و پشتیبانی طی ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۵ کاهش خواهد یافت. برای «کارمندان عمومی اداری» نیز کاهش ۶ درصدی پیش‌بینی شده است.

این الزاماً به معنای ناپدید شدن کامل این مشاغل نیست.

در همین گروه، BLS همچنان حدود ۱.۷ میلیون فرصت شغلی در سال را به‌طور متوسط پیش‌بینی می‌کند؛ اما بخش بزرگی از این فرصت‌ها ناشی از جایگزینی افرادی خواهد بود که شغل را ترک می‌کنند، نه ایجاد خالص مشاغل جدید.

پس مسئله اصلی می‌تواند به‌تدریج از «آیا شغلی وجود خواهد داشت؟» به «چه کسی برای شغل‌های جدید مهارت دارد؟» تغییر کند.

یک اثر مهم‌تر: AI می‌تواند تقاضا را هم افزایش دهد

یک استدلال اقتصادی جالب‌تر در مورد AI وجود دارد.

فرض کنید یک وکیل با کمک AI بتواند قرارداد را در یک ساعت آماده کند، در حالی که قبلاً چهار ساعت زمان می‌برد.

در نگاه اول، به نظر می‌رسد AI باید به کاهش تقاضا برای وکیل منجر شود.

اما اگر هزینه خدمات حقوقی پایین بیاید، ممکن است افراد و شرکت‌های بیشتری بتوانند از خدمات حقوقی استفاده کنند.

در این صورت، افزایش بهره‌وری می‌تواند بخشی از تقاضای جدید را ایجاد کند.

این همان مکانیسمی است که در بسیاری از فناوری‌های قبلی نیز دیده شده: ارزان‌تر شدن یک خدمت لزوماً به معنای کوچک‌تر شدن بازار آن نیست.

البته اینکه این اثر در مورد AI تا چه اندازه اتفاق خواهد افتاد هنوز مشخص نیست. این یکی از مهم‌ترین پرسش‌های اقتصادی دهه آینده است.

AI بیشتر «کار» را تغییر می‌دهد تا اینکه فوراً «شغل» را حذف کند

داده‌های استفاده واقعی از AI نیز تصویر پیچیده‌تری ارائه می‌کنند.

Anthropic در تحلیل میلیون‌ها تعامل با Claude گزارش کرده که استفاده از AI در بسیاری از موارد بیشتر به شکل تقویت توانایی انسان بوده تا جایگزینی کامل او؛ در نخستین گزارش این مؤسسه، ۵۷ درصد استفاده‌ها در دسته augmentation و ۴۳ درصد در دسته automation قرار گرفته بود.

در گزارش ژوئن ۲۰۲۶ نیز Anthropic بر اساس نظرسنجی از حدود ۹۷۰۰ کاربر، دریافت که افراد استفاده‌کننده از AI انتظار تغییر قابل‌توجه در وظایف شغلی خود دارند؛ اما بسیاری از آن‌ها در عین نگرانی درباره جابه‌جایی شغلی، آینده‌ای مبتنی بر همکاری انسان و AI را تصور می‌کنند. خود این نمونه البته نماینده کل نیروی کار آمریکا نیست و کاربران Claude در آن بیش از حد از مشاغل کامپیوتری و مدیریتی هستند.

این تمایز مهم است.

ممکن است یک شغل همچنان وجود داشته باشد، اما ۵۰ درصد وظایف آن دیگر به شکل سابق انجام نشود.

برای کارمند، نتیجه می‌تواند تغییر شرح وظایف باشد.

برای شرکت، افزایش بهره‌وری.

و برای بازار کار، افزایش تقاضا برای مهارت‌هایی که مکمل AI هستند.

برنده اصلی شاید «شغل‌های ترکیبی» باشند

از دل این تغییر یک الگوی جالب بیرون می‌آید.

شاید ارزشمندترین نیروی کار آینده نه کسی باشد که صرفاً AI را می‌شناسد و نه کسی که فقط تخصص سنتی دارد؛ بلکه کسی باشد که هر دو را به هم متصل می‌کند.

یک تحلیلگر مالی که بتواند از AI برای بررسی هزاران صفحه گزارش استفاده کند.

یک پزشک که از مدل‌های AI برای تحلیل داده استفاده می‌کند اما تصمیم نهایی را می‌گیرد.

یک مدیر بازاریابی که تولید محتوا را خودکار می‌کند اما استراتژی و شناخت مشتری را خودش انجام می‌دهد.

یا یک مهندس برق که برای توسعه زیرساخت انرژی مورد نیاز دیتاسنترها کار می‌کند.

در چنین شرایطی، مهارت انسانی از بین نمی‌رود؛ ترکیب مهارت انسانی و فناوری ارزش بیشتری پیدا می‌کند.

مسئله بزرگ‌تر: سرعت جابه‌جایی

با این حال، یک خطر جدی باقی می‌ماند. حتی اگر AI در مجموع شغل‌های جدید ایجاد کند، این به آن معنا نیست که هر فردی که شغلش را از دست می‌دهد می‌تواند به‌سرعت وارد یکی از مشاغل جدید شود.

ممکن است یک کارمند اداری شغل خود را از دست بدهد، اما تبدیل شدن او به مهندس AI سال‌ها آموزش نیاز داشته باشد.

اینجاست که مسئله AI از یک بحث فناوری به یک مسئله اقتصادی تبدیل می‌شود:

سرعت ایجاد شغل‌های جدید در برابر سرعت حذف یا تغییر شغل‌های قدیمی.

اگر این دو فرآیند با سرعت یکسان اتفاق نیفتند، حتی در اقتصادی که در مجموع شغل ایجاد می‌کند، گروه‌هایی از نیروی کار می‌توانند تحت فشار قرار بگیرند.

به همین دلیل، نرخ بیکاری به‌تنهایی برای سنجش اثر AI کافی نیست.

باید دید دستمزدها، بهره‌وری، کیفیت مشاغل، مهارت‌های موردنیاز و امکان جابه‌جایی میان مشاغل چگونه تغییر می‌کنند.

بازار کار آینده احتمالاً کوچک‌تر نیست؛ متفاوت‌تر است

فعلاً شواهدی وجود ندارد که نشان دهد AI در آمریکا یک موج گسترده و خالص از بیکاری ایجاد کرده است. داده‌های اوت ۲۰۲۶ همچنان از بازاری با نرخ بیکاری ۴.۱ درصد و افزایش اشتغال حکایت دارند.

اما این نباید به نتیجه‌گیری معکوس منجر شود که «AI خطری برای اشتغال ندارد».

آنچه فعلاً دیده می‌شود بیشتر شبیه بازآرایی بازار کار است.

سرمایه به سمت دیتاسنترها و برق می‌رود؛ شغل‌های جدید در AI و پیاده‌سازی آن ایجاد می‌شوند؛ برخی مشاغل حرفه‌ای با افزایش بهره‌وری روبه‌رو می‌شوند؛ و در مقابل، بخشی از کارهای اداری و تکراری تحت فشار قرار می‌گیرند.

بنابراین شاید بزرگ‌ترین اثر اقتصادی AI در سال‌های آینده، تعداد شغل‌هایی نباشد که از بین می‌روند.

مسئله مهم‌تر این است که چه کسی می‌تواند خود را با شغل‌های جدید تطبیق دهد.

اگر انقلاب‌های صنعتی قبلی چیزی به ما آموخته باشند، فناوری معمولاً فقط ماشین‌ها را تغییر نمی‌دهد؛ ارزش مهارت‌های انسانی را هم دوباره قیمت‌گذاری می‌کند.

و AI تازه وارد همین مرحله شده است.

جمع‌بندی

فعلاً خبری از آخرالزمان بازار کار نیست.

اما این به معنای ثابت ماندن بازار کار هم نیست.

هوش مصنوعی همزمان در حال حذف برخی وظایف، ایجاد مشاغل جدید و افزایش بهره‌وری در مشاغل موجود است. نتیجه نهایی هنوز مشخص نیست و احتمالاً برای سنجش آن به چند سال داده بیشتر نیاز داریم.

اما یک چیز همین حالا روشن‌تر شده است:

AI شاید اولین فناوری‌ای نباشد که انسان‌ها را یک‌شبه بیکار می‌کند؛ ممکن است فناوری‌ای باشد که تعریف «یک شغل» را تغییر می‌دهد.

Parsa Kamizi

کارشناس اقتصاد

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.