سه‌شنبه، ۲۰ اکتبر ۲۰۲۶
بروزرسانی لحظه‌ای بازار

آیا جهش بهره‌وری می‌تواند به کاهش قیمت‌ها منجر شود؟

آیا جهش بهره‌وری می‌تواند به کاهش قیمت‌ها منجر شود؟

در حالی که پیشرفت سریع هوش مصنوعی بار دیگر بحث ورود اقتصاد آمریکا به دوره‌ای از رشد بالای بهره‌وری را مطرح کرده است، یک پرسش مهم در برابر اقتصاددانان قرار گرفته است: آیا افزایش بهره‌وری می‌تواند در نهایت به کاهش فشارهای تورمی و افت سرعت رشد قیمت‌ها منجر شود؟

در یک نگاه
  • صنایع آمریکا پس از جهش بهره‌وری، معمولاً رشد قیمت تولیدکننده کمتری نسبت به سایر صنایع تجربه کرده‌اند.
  • چهار فصل پس از آغاز جهش بهره‌وری، تورم قیمت تولیدکننده حدود ۳.۷ واحد درصد پایین‌تر از میانگین صنایع قرار گرفته است.
  • رابطه میان رشد بهره‌وری و تورم منفی است؛ افزایش یک واحد درصدی رشد بهره‌وری با کاهش حدود ۰.۲۲ واحد درصدی تورم تولیدکننده همراه بوده است.
  • اثر احتمالی هوش مصنوعی می‌تواند ابتدا در صنایعی دیده شود که سریع‌تر از این فناوری استفاده می‌کنند و سپس به سطح کل اقتصاد منتقل شود.

منطق اقتصادی این رابطه نسبتاً ساده است. اگر یک بنگاه بتواند با همان میزان نیروی کار و نهاده‌ها، کالا و خدمات بیشتری تولید کند، هزینه تولید هر واحد محصول کاهش پیدا می‌کند. بخشی از این صرفه‌جویی می‌تواند به مصرف‌کننده منتقل شود و در نتیجه، فشار افزایشی بر قیمت‌ها کاهش یابد.

با این حال، بررسی رابطه میان بهره‌وری و تورم در سطح کل اقتصاد چندان ساده نیست؛ زیرا سیاست پولی، تقاضای کل و قیمت کالاهای جهانی نیز هم‌زمان بر تورم اثر می‌گذارند. به همین دلیل، پژوهش جدید فدرال رزرو شیکاگو به جای بررسی مستقیم کل اقتصاد، رفتار صنایع مختلف آمریکا را در دوره‌های جهش و افت بهره‌وری بررسی کرده است.

بهره‌وری چگونه بر قیمت‌ها اثر می‌گذارد؟

افزایش بهره‌وری به این معناست که اقتصاد می‌تواند با مقدار مشخصی از نهاده‌ها، محصول بیشتری تولید کند. برای یک بنگاه، این اتفاق می‌تواند به معنای کاهش هزینه نیروی کار به ازای هر واحد محصول و افزایش ظرفیت تولید باشد.

اگر شرایط رقابتی باشد، بنگاه‌ها ممکن است بخشی از این کاهش هزینه را از طریق قیمت‌های پایین‌تر به مشتری منتقل کنند. حتی اگر قیمت اسمی کالا کاهش پیدا نکند، کاهش سرعت افزایش قیمت نیز می‌تواند نشان‌دهنده انتقال بخشی از منافع بهره‌وری به مصرف‌کننده باشد.

البته این رابطه همیشه فوری نیست. سرمایه‌گذاری برای استفاده از فناوری جدید ممکن است در ابتدا هزینه بنگاه را افزایش دهد و پیش از آنکه بهره‌وری بالاتر ظاهر شود، فشار هزینه‌ای ایجاد کند. همین موضوع می‌تواند توضیح دهد که چرا در برخی صنایع، افزایش قیمت‌ها پیش از آغاز دوره جهش بهره‌وری مشاهده می‌شود.

بررسی ۸۵ صنعت آمریکا

این مطالعه از داده‌های فصلی بهره‌وری نیروی کار برای ۸۵ صنعت آمریکا در فاصله سال‌های ۲۰۰۶ تا نیمه نخست ۲۰۲۵ استفاده کرده است. پژوهشگران ابتدا تفاوت‌های دائمی میان صنایع و تغییرات مشترک بهره‌وری در طول زمان را از داده‌ها حذف کردند تا بتوانند تغییرات غیرعادی بهره‌وری هر صنعت را شناسایی کنند.

سپس دوره‌هایی که رشد بهره‌وری یک صنعت در چهار فصل در بالاترین ۱۰ درصد مشاهدات قرار داشت، به‌عنوان جهش بهره‌وری تعریف شد. در مجموع، ۱۶۴ دوره جهش و ۱۷۴ دوره افت بهره‌وری پس از تطبیق با داده‌های قیمت تولیدکننده مورد بررسی قرار گرفت.

برای اندازه‌گیری اثر قیمتی نیز پژوهشگران تورم سالانه قیمت تولیدکننده هر صنعت را با میانگین تورم سایر صنایع مقایسه کردند. این روش کمک می‌کند اثرات عمومی مانند موج تورمی سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ از رابطه میان بهره‌وری و قیمت‌ها جدا شود.

واکنش قیمت‌ها به جهش بهره‌وری

نتایج مطالعه رابطه نسبتاً مشخصی را نشان می‌دهد. پس از آغاز جهش بهره‌وری، رشد قیمت تولیدکننده در آن صنعت به‌تدریج نسبت به سایر صنایع کاهش پیدا می‌کند. حدود چهار فصل پس از آغاز جهش بهره‌وری، تورم قیمت تولیدکننده حدود ۳.۷ واحد درصد پایین‌تر از میانگین صنایع قرار می‌گیرد. این فشار کاهشی نیز کوتاه‌مدت نیست و حدود شش فصل ادامه پیدا می‌کند.

در مقابل، صنایع دارای افت شدید بهره‌وری مسیر تقریباً معکوسی را تجربه می‌کنند. در این صنایع، تورم قیمت تولیدکننده تا حدود ۴ واحد درصد بالاتر از میانگین افزایش یافته و فشار قیمتی می‌تواند حدود هفت فصل ادامه داشته باشد.

البته بخشی از این تأخیر به نحوه محاسبه تورم سالانه مربوط است؛ زیرا نرخ تورم سالانه هر فصل تغییرات قیمت در چهار فصل گذشته را نیز در خود دارد.

رابطه مستقیم میان بهره‌وری و قیمت

پژوهشگران برای بررسی دقیق‌تر، صنایع و دوره‌های زمانی مختلف را بر اساس میزان رشد بهره‌وری به ۵۰ گروه تقسیم کردند. نتیجه این بررسی رابطه‌ای تقریباً خطی و منفی میان دو متغیر بود. بر اساس برآورد مطالعه، افزایش یک واحد درصدی در رشد بهره‌وری یک صنعت با کاهش حدود ۰.۲۲ واحد درصدی تورم سالانه قیمت تولیدکننده آن صنعت، نسبت به میانگین سایر صنایع، همراه بوده است.

این نتیجه با یک منطق اقتصادی مشخص سازگار است: زمانی که تولید با منابع مشابه کارآمدتر می‌شود، فشار هزینه‌ای کاهش پیدا می‌کند و بخشی از این کاهش هزینه می‌تواند در قالب قیمت‌های پایین‌تر یا افزایش کمتر قیمت‌ها به بازار منتقل شود.

نمونه‌هایی از جهش فناوری

برخی از دوره‌های شناسایی‌شده با تغییرات مهم فناوری در صنایع مختلف هم‌زمان بوده‌اند. در صنعت رایانه و محصولات الکترونیکی، بهره‌وری نیروی کار بین سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۸ حدود ۶.۵ درصد بالاتر از روند معمول بود؛ دوره‌ای که با ظهور نسل جدید تلفن‌های هوشمند هم‌زمان شد.

در صنعت پردازش داده نیز رشد بهره‌وری در سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ حدود ۴.۳ درصد بالاتر از روند معمول قرار گرفت؛ دوره‌ای که استفاده از رایانش ابری به‌سرعت گسترش یافت.

در بخش معدن نیز طی سال‌های ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ بهره‌وری حدود ۸.۳ درصد افزایش یافت؛ دوره‌ای که هم‌زمان با رشد سریع بهره‌وری در فناوری استخراج نفت و گاز از منابع سنگی بود. در تمام این نمونه‌ها، رشد نسبی قیمت تولیدکننده کاهش یافت و میزان این کاهش بسته به صنعت بین حدود ۱.۲ تا ۶.۷ واحد درصد بود.

“

«نکته مهم این مطالعه از نگاه من، صرفاً اثبات یک رابطه منفی میان بهره‌وری و قیمت نیست؛ بلکه نشان می‌دهد تورم آینده را باید تا حدی از سمت عرضه نیز تحلیل کرد. در دوره‌ای که سیاست‌گذاران عمدتاً بر نرخ بهره و مدیریت تقاضا تمرکز دارند، جهش بهره‌وری ناشی از هوش مصنوعی می‌تواند یک متغیر ساختاری متفاوت ایجاد کند: اقتصادی که بدون افزایش متناسب در مصرف نهاده‌ها، ظرفیت تولید بیشتری پیدا می‌کند. اگر این افزایش بهره‌وری فراگیر، پایدار و همراه با رقابت باشد، می‌تواند بخشی از فشار تورمی را خنثی کند؛ اما اگر منافع بهره‌وری عمدتاً در حاشیه سود بنگاه‌ها باقی بماند، اثر آن بر قیمت مصرف‌کننده بسیار محدودتر خواهد بود. بنابراین پرسش اصلی درباره هوش مصنوعی فقط این نیست که چقدر بهره‌وری را افزایش می‌دهد، بلکه این است که چه مقدار از این افزایش بهره‌وری به قیمت، دستمزد، حاشیه سود و در نهایت رفاه مصرف‌کننده منتقل خواهد شد. به همین دلیل، موج بعدی هوش مصنوعی می‌تواند هم‌زمان یک داستان فناوری، رشد اقتصادی و سیاست پولی باشد.»

بابک شیری

هوش مصنوعی و آینده تورم

نتایج این مطالعه می‌تواند برای بررسی اثر اقتصادی هوش مصنوعی نیز اهمیت داشته باشد. اگر هوش مصنوعی بتواند بهره‌وری نیروی کار را در بخش‌هایی مانند خدمات مالی، تولید، برنامه‌نویسی، خدمات حرفه‌ای و سلامت افزایش دهد، نخستین اثر آن ممکن است در قیمت‌های همان صنایع ظاهر شود اما انتقال این اثر به تورم کل اقتصاد به اندازه و گستردگی افزایش بهره‌وری بستگی خواهد داشت.

اگر استفاده از هوش مصنوعی محدود به چند صنعت باقی بماند، کاهش قیمت‌ها نیز احتمالاً در همان بخش‌ها متمرکز خواهد شد. اما اگر این فناوری به‌صورت گسترده در اقتصاد نفوذ کند و بهره‌وری را در بخش بزرگی از اقتصاد افزایش دهد، امکان آن وجود دارد که فشار کاهشی بر تورم نیز گسترده‌تر شود.

در نتیجه، هوش مصنوعی لزوماً به معنای کاهش فوری تورم نیست؛ مسیر اثرگذاری آن از بهره‌وری صنایع آغاز می‌شود و سپس می‌تواند به سطح کل اقتصاد برسد.

جمع‌بندی

شواهد ۲۰ سال گذشته آمریکا نشان می‌دهد دوره‌های جهش بهره‌وری در سطح صنعت، معمولاً با کاهش رشد قیمت تولیدکننده نسبت به سایر صنایع همراه بوده‌اند. این اثر بلافاصله ظاهر نمی‌شود، بلکه در طول فصل‌های بعدی تقویت می‌شود و در نقطه اوج، تورم تولیدکننده صنایع دارای جهش بهره‌وری حدود ۳.۷ واحد درصد پایین‌تر از میانگین قرار گرفته است.

این یافته برای دوره کنونی که اقتصاد آمریکا در انتظار آثار احتمالی سرمایه‌گذاری گسترده در هوش مصنوعی است، اهمیت ویژه‌ای دارد. اگر این فناوری واقعاً بتواند بهره‌وری را به‌صورت پایدار افزایش دهد، بخشی از منافع آن ممکن است نه فقط در قالب رشد اقتصادی بیشتر، بلکه از مسیر کاهش هزینه تولید و کند شدن رشد قیمت‌ها نیز ظاهر شود.

با این حال، اندازه اثر در سطح کل اقتصاد هنوز مشخص نیست و به میزان نفوذ هوش مصنوعی، سرعت پذیرش آن و گستردگی افزایش بهره‌وری در صنایع مختلف بستگی خواهد داشت.

در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

babak shiri

کارشناس و تحلیلگر بازار انرژی.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.